الملا فتح الله الكاشاني
251
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
به حال خود گذاريد و بايذا و آزار متعرض من مشويد ايشان بسخن موسى التفات نكرده بايذا مشغول گشتند . فَدَعا رَبَّهُ پس بخواند موسى پروردگار خود را أَنَّ هؤُلاءِ آنكه اينگروه يعنى قبطيان قَوْمٌ مُجْرِمُونَ گروهىاند كه مصرند بكفر و طغيان حق تعالى دعاى وى اجابة فرمود . فَأَسْرِ بِعِبادِي لَيْلًا پس گفت كه ببر بندگان مرا در شب يعنى بنى اسرائيل كه تابع تواند در شب از اين شهر بيرون بر إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ بدرستيكه شما از پى درآمده شدگانيد يعنى چون فرعون و قوم او خبر بيرون آمدن شما بشنوند در عقب شما روان شوند و وقتى كه بر لب دريا رسى عصا را در دريا زن تا شكافته شود و راهها در او پيدا شود و تو با بنى اسرائيل از آنجا بگذر و به آن طرف دريا رو . وَ اتْرُكِ الْبَحْرَ و بگذار دريا را رَهْواً ساكن و آرميده بر همان وجه كه راهها بر او ظاهر شده يعنى ديگر باره عصا بر آن مزن تا به حال اولى نرود و يا آنكه بگذار دريا را شكافته و آن را به همين حال بگذار تا قبطيان به دو درآيند و از آمدن ايشان انديشه مكن و خوفى به خود راه مده إِنَّهُمْ بدرستيكه ايشان جُنْدٌ مُغْرَقُونَ لشكرىاند غرق شدگان يعنى همهء ايشان در دريا غرق خواهند شد پس چون فرعون بكنار دريا رسيد و راههاى گشادهء آن را بديد دانست كه بنى اسرائيل از آنجا گذشتهاند از غايت طغيان در آن معجزه تامل نكرده با همه قوم خود در آن راهها درآمدند و چون بميان دريا رسيد حق تعالى آب دريا را بهم آورد و همه در زير آب مستأصل گشتند و بعد از آن حضرت ذو الجلال حبيب خود را از حال ايشان خبر داد بعد از هلاكت و استيصال فرمود كه . كَمْ تَرَكُوا بسا كه گذاشتند قبطيان مِنْ جَنَّاتٍ از بوستانهاى پر از اشجار وَ عُيُونٍ و چشمهاى پر از آب روان از ميان و كنار . وَ زُرُوعٍ و كشتهاى بسيار وَ مَقامٍ كَرِيمٍ و مقامى نيكو و عاليمقدار و منزلهاى آراسته و بزرگوار چون مجالس ملوك و اعصار سلاطين نامدار و از ابن عباس منقولست كه مراد به آن منابر خطبههاى ايشانست . وَ نَعْمَةٍ و ديگر گذاشتند از تنعم و برخوردارى كانُوا فِيها كه بودند در آن فاكِهِينَ متنعمان و شادى كنندگان همچو تمتع آكل بانواع فواكه . كَذلِكَ همچنين است امر ما در بارهء اهل طغيان يا مثل اين اخراج و اهلاك را بجاى مياريم در حق كسانى كه عصيان ورزند و طاغى شوند وَ أَوْرَثْناها و ميراث داديم منازل و مساكن ايشانرا قَوْماً آخَرِينَ بگروهى ديگر از مردمان كه در دين و قرابت و ولايت مغاير ايشان بودند مراد بنى